الشيخ محمد حسين المظفر (مترجم: حجتى)

13

تاريخ الشيعة (برگزيده) (شيعه در حجاز) (فارسى)

توصيف آنان فرمود : « فَمآ راعَني إلّاوالنّاسُ كعُرف الضَّبُعِ الىّ يَنْثالُونَ علىَّ مِنْ كُلِّ جانِبٍ ، حَتَّى لَقَدْ وُطِىءَ الحَسَنانِ و شُقَّ عِطفَاىَ مُجْتَمِعينَ حولِى كرَبِيضَةِ الغَنَمِ » « 1 » ؛ ( پس از كشته شدن خليفهء سوم ) چيزى مرا نيازرد جز اين‌كه مردم - همانند موى انبوه گردن كفتار « 2 » به سوى من آمدند ، و از هر طرف مرا در ميان گرفتند تا آنجا كه از فشار جمعيت نزديك بود حسن و حسين عليهما السلام از پاى درآيند ، و دو سوى جامهء من پاره شد ؛ چنان مرا احاطه كردند كه گويى شخصى در آغل گوسفند ، گرفتار شده است . » اما اميرالمؤمنين على عليه السلام - علىرغم اصرار و پافشارى آنان در بيعت با او - از تن در دادن به درخواست آن‌ها امتناع مىورزيد ؛ زيرا مىدانست اگر خلافت را قبول كند بايد از فتنه‌ها و آشوب‌هايى در آيندهء نزديك با آغوش باز استقبال نمايد ؛ چون تدابير و حيله‌هايى كه در برابر او اتخاذ شد اقتضا مىكرد كه كار به او واگذار نگردد و اگر هم واگذار شود بايد با فتنه‌ها هم‌آغوش باشد ؛ زيرا كانديدا شدن و عرضه كردن گروهى خويشتن را براى خلافت

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء شقشقيه . ( 2 ) . مثال زدن به حيوانى مانند كفتار ، در اين‌جا به لحاظ پرپشت بودن‌موى گردن اين حيوان است .